2009/02/10

#317

و جمهوری اسلامی سی ساله شد :

نتنها سبزه ی ما را چریدند ......... پدرسگ صاحبان در سبزه ریدند !
.
دویدند و دویدند و دویدند .......... به جمهوری اسلامی رسیدند

میان راه بانگ وا مسلمان .......... ز هر کوئی و هر برزن شنیدند

برای متحد بودن در آن حال .......... برای هم خیانت می خریدند

به ممد اَخ حسن چت فاطی جوجه .......... بگو حضرت که از الآن شهیدند

چو شد غوغا و دست و سوت و هورا .......... شهنشاهی ، تلاوتها صحیحند

گذشت یکسال از آن شور واهی .......... مقدس زاده ها در جان خزیدند

برای دوری آفت ز اسلام .......... روایتها پیاپی می رسیدند

فتاوی آقا در غسل جمعه .......... چچن اینگوش مسلمانان شنیدند

اگر یک آستین کوتاه میشد .......... سه تا استامبولی رنگ می کشیدند

همه پاچه ی شلوارها گشاد شد .......... ز بس لوله تفنگی را جویدند

چرا ای بی حیا چارقد نداری ؟ .......... عدو ها غیر زلفت چی بدیدند ؟

تمام عالم و آدم عدو شد .......... رفاقت را دگر هیچ جا ندیدند

حسن چتها که گردیدند سپاهی .......... حماسه پشت جبهه آفریدند

بقیه با چماق و چوب و لوله .......... کبود و لنگ رفتند و کپیدند

اگر زیر زمین یک ساز در شد .......... ملائک از سر دیوار پریدند

و یا قر ریخت هر کس ناخودآگاه .......... زدند بستند و آنجایش دریدند

مهندس خواست در سبزه بکارد .......... سرآسیمه معمم ها رسیدند

همان شد کآخرش در جای سبزه .......... کمال و تام یک گله چریدند

نشد منظور فاش زایهام گله ........ ولی گفته خمینی ها کبیرند

برای مستقیم گرداندن ما .......... نه یک میل اینطرف خیلی دقیقند

شده سی سال از آن روزگار طی .......... نگو اینقدر چرا ندید بدیدند

به شوخی گفت طنازی به یاری .......... همین دیشب که در یاهو چتیدند

"نتنها سبزه ی ما را چریدند .......... پدرسگ صاحبان در سبزه ....."

2009/02/09

زبانم در دهان باز بسته ست ...

...
بخدا نمیدانم ... شاید باید بگویم که رفقایم منرا برای مدتی خواهند بخشید . و اینکه میگویم مدت را هم خودم نمیدانم که چه . شاید از همان دو ساعتهای معمول ! بهرحال ساعت هم مدت است دیگر !

بعضی وقتها آدم اینقدر بهانه برای اخم کردن و قیافه گرفتن دارد دارد که نمیداند به کدامش برود تو لک . گاهی هم آدم اول کپ میکند بعد هی فکر میکند که چرا کپ کرده دلیل پیدا نمیکند بدتر قیافه میگیرد برای خودش ! من حالا همانجوری ام انگار ...

جمهوری اسلامی هم که سی ساله شد طفلک . هنوز از من چهار سال کوچکتر است ! انشالله در ظل توجهات آقا و بی توجهی های خانوم ، خاتمی چند سال دیگر هم با سرگرم کردن ما به این عمر پر برکت اضافه میکند . میدانید یکی از بدترین سوابق ذهنی من از خاتمی چیه ؟ من همیشه به شخصیت فرهنگی او احترام میگذارم کما اینکه به بقیه شخصیتهای مشابه هم همینطور ولی اینی که میگویم را خودم زمانی که ارشاد بودم تجربه کرده ام : من چهار سال ارشاد بودم . دو سال قبل از خاتمی و دو سال بعد از آمدنش . تا وقتی که خاتمی نبود تکلیف آدم روشن بود . میدانست که هر آنکه و هر آنچه که جلوی رویش است از سر دشمنی مقابلش قرار گرفته . همه دشمنش هستند . آنوقت هر کس برای انجام دادن کارش فقط باید چشمش را ببندد و بشکند و برود جلو . بخدا از روزی که خاتمی آمد با تمام آنهمه تغییرات اساسی فرهنگی ما هیچکاری نتوانستیم بکنیم . یا باید رعایت اینرا میکردیم یا پرهیز بخاطر آن یا باید حساب میکردیم که نکند این کنیم و آنی که نباید لطمه بخورد یا هزار بلای دیگر . ضمن اینکه چون خود خاتمی و دار و دسته اش هم خیلی علاقه دارند که برای ایجاد تعادل اختراعی شان دوست و دشمن را یکجا جمع بکنند اینبود که ما هر چه آت و آشغال را که ریخته بودیم توی چاه حالا راست راست درآمده بودند که هیچ ، مدعی هم شده بودند .

اینرا هم بگویم که هر کدام از ما یا لااقل کسانی که من می شناسم ، در هر پست و جایگاه اداری و اجتماعی که بود بعد از خاتمی اسماً ده پله بالاتر رفت ولی رسماً هیچکاره تر شد . و اینرا هم بگویم که قبل از خاتمی در جوی که مثلاً وقتی یک برنامه شاد تئاتر و موسیقی اجرا میکردم و از همان روی سن مستقیماً به بازداشتگاه هدایت میشدم ، دو سال بسیار موفق کاری را بعنوان رئیس انجمن نمایش گذراندم بدون اینکه خیلی از کارهائی که میکردم اصلاً ربطی به جایگاه اداری ام داشته باشد و هم بدون اینکه دردم آمده باشد از هیچ چیزی ولی دو سال بعد از خاتمی من شده بودم رئیس دایره ادبی و هنری که همه چیز بهم مربوط میشد ولی اگر خدای نکرده میخواستم دو شب یک کنسرت گیتار برگزار کنم باید حتماً قبلش با فرماندار دولت خاتمی و دبیر حزب فلان و مدیر کل ارشاد و شورای جوان و آن فلانی و این بیساری یکسال شور میکردیم تا دور از جان به تی تیش قبای کسی برنخورد این وسط و آنهم تا که میخواستیم برویم برای اجرا و یک بسیجی گمنام نیم ساعت گریه میکرد ما باید کلاً فراموش میکردیم آن اجرا را !

اینها اولش بود . بعد که می آمدند میزدند توی گوشمان هم حق نداشتیم خشتک کسی را پشت و رو کنیم بکشیم سرش یا پرچم کنیم مجموعاً بدیم دستش . باید میگفتیم جان آن مادرت بیا اینور هم بزن بیشتر حال کنیم ! و تهش چه شد ؟ دو سال را در اختناق وحشتناک کار کردم که علیرغم سن بسیار کمی که داشتم تا هنوز موفقترین دوران کاری من است و دو سال بعدی جوری شد که من استعفاء که چه عرض کنم از ارشاد و هرچه اداری کاری فرار کردم ! جوری که وقتی بعدش کوتاه مدتی رفتم فرهنگسرا اصلاً دلم نمیخواست ریخت خودم را ببینم با این توبه شکنی که کرده بودم !

و خب اینرا هم دوست دارم که بگویم : همینکه درباره خاتمی آدم جدی حرف میزند و در کاندیداتوری اش جوری حرف میزند که انگار رئیس جمهور شده نشان از خیلی چیزهاست . اینکه چه چیزهائی را نمیگویم که پر رو نشود ! تفاسیرش هم بماند با مفسران . اصلاً ما یک چیزی گفتیم شما چرا گیر میدهید ؟!

برگردیم به حرف اول . رفقا منرا مدتی ببخشید . باور کنید هر وقت که فهمیدم چه اتفاقی برایم افتاده قبل از خودم به شماها میگویمش . کامنتها را باز میگذارم و استدعا دارم که در کلام رعایت همدیگر را بکنید . میخوانمشان ...

مرسی از شما ...

2009/02/06

مصاحبه با خودم : علیرضا جان جسارتاً چه مرگته باز ؟!

.
خودم : علیرضا باز چیه تو رو ؟ هنگ کردی ؟ اصلاً انگار هر چند وقت یک دفعه باید بگیریم بزنیمت تا بنویسی ها . خوشت میاد تو این اوضاع ؟
من : نه خوشم نمی آد . نمیدونم هم چمه . علائم هنگ کردگی هم در خودم نمی بینم هر چند که هنگ کردن اصلاً علامت نداره . خودمم نمیدونم چرا اینروزائی که دور و برم رو دقیقاً خالی کردم که بشینم خرکی بنویسم خر شدم نمی نویسم . اگر پریروز جریان بالاترین نشده بود حالا دو سه روز بود که صفحه خالی بود . وجدان کاری رو عشق است !

خودم : البته ببخشید ها . ولی جریان بالاترین به تو چه ربطی داشت ؟
من : اتفاقاً چون هیچ ربطی نداشت بهش پرداختم تا چشت درآد ! نه که بقیه جریانات به من ربط داره که حتماً باید دربارشون اظهار نظر کنم ؟ آره داداش !

خودم : خب اینطوری که هر روز بالاخره یه جریانی میشه یه وقت کمتر یه وقت بیشتر . رفتی اون صفحه جدید رو هم که قرار نیست فعلاً کسی آدرسشو داشته باشه زدی باز داری برّ و برّ منو نگاه میکنی . یکی دیگه رو هم که قراره تو همون بلاگفا بنویسی کپی کنی تو سایت اصلی ما که به کسی نمیگیم . وجدان درد هم که داری . اصلاً خوشم میاد که خودت جواب خودتو میدی . پس چرا نمی نویسی ؟
من : حالا تو بل نگیر . خب خنگ خدا اگر آدم هزارتا دلیل برای نوشتن داشته باشه و ننویسه هنگ کرده دیگه . غیر از این بود که میگفتن سادیسم داره !


خودم : پس هنگ کردی ؟
من : نخیر ! کی گفته هنگ کردم ؟ گیر نده میگیرم میزنمتا . اعصاب معصاب هم ندارم دکتر هم که پریروزا باز ما رو ویزیت نکرده برامون گواهی فوت صادر کرده . اصلاً تو اینجا چیکار میکنی این وقت روز ؟ برو تو همون صفحه خودت من گو له . اینجا مال منه . فضولی ها !

خودم : اولاً اینجا مال من هم هست . ندیدی بعضی وقتها بجای تو من توش حرف میزنم ؟ ثانیاً هم نداره . همین اولاً بسه !
من : تو بیخود میکنی اینجا حرف بزنی . اینجا که جای خود آدم نیست . جای خودشه . دیدم آویزونی رفتم برات اون صفحه ی من گو له رو زدم ناراحتی یه delet بزنم حذف میشه . الهی تو هم حذف بشی !

خودم : نگفتی چرا نمی نویسی ؟
من : عجب خریه ها ! اینهمه حرف زدیم باز این رو مخ ما نقاره میزنه . حالا خودت برو کشف الشهود کن ببین جریان چیه . تازه هیچ اعتباری هم به من نیست . هزار دفعه تا حالا اینجوری شدم نشستم با تو کل انداختم دو ساعت بعد نشستم نوشتم تمیز . تا چشت درآد !

خودم : اصلاً ما رو بگو اومدیم بهت حال بدیم یه کم تحویلت گرفتیم . از این به بعد منم ازت سلب مسئولیت میکنم . از این به .....
من : هو هی اوهو ررررر ! نکه تا حالا خیلی بمن احساس مسئولیت داشتی ؟ زرت و پرت نکن اینجا آبروتو میبرم ها . تو یکی رو میخوای خودتو تحویل بگیره آویزوون !

خودم : من دیگه هیچی بتو نمیگم با اینهمه میمونی که هستی . فقط بدون همین کارا رو میکنی آدم دلش نمیخواد بهت نزدیک بشه دیگه . الهی خیط بشی که خیطم کردی مادر !
من : برو مادر یکی میزنم به تشتک نوشابه بگی امجدیه ، به مارمولک بگی مترو ، به دسته موتور بگی بلوتوث !

خودم : اونوقتی که اینکارا رو میکردی دائیت آژان بود . النگوهاتو درآر بعد . اصلاً خوب اسمی تو همون بالاترین برا خودت گذاشتی دردونه ی حسن کبابی !
من : ببین اسم بالاترین رو نیار داغ میکنم میزنم جرت میدم ها . هکر مزدور . دیدی برات دعوتنامه ندادم رفتی هکش کردی ؟ عقده ای !

خودم : دنباله دنباله دنباله دنباله !
من : مردی وایسا نشونت بدم . میگم این اسماء متبرکه رو پیش من نبر تو .....

خودم : ی ی ی ی ی ی ی ... !
من : ادای منو درمیاری ؟ الآن میرم من گو له رو حذف میکنم !

خودم : مالیدی ! الآن میرم همون من گوله دو خط مینویسم چشت درآد حال کنن ملت . حذفش کنی هم مثل سه تای قبلی دوباره یکی دیگه میزنم . تو که دوباره کارت بمن میفته . دارم واست !

( این درگیری تا حالا که سه ساعت میگذره همچنان ادامه داشته و همسابه ها هم جمعند . یه عده منو گرفتن یه عده هم خودمو ما هم چون مطمئنیم دستمون بهم نمیرسه برای هم مشت و لگد پرت میکنیم تو هوا ! )

2009/02/04

#316

همچنان در راستای بالاترین

ماموریت ماهواره امید شروع نشده با موفقیت تمام شد !
.
سرقت نورانی بالاترین در حالی رخ داد که ماهواره معنوی امید همین پریشب به فضا پرتاب شد . وزارت دفاع فضائی جمهوری اسلامی پس از هک شدن بالاترین پرتاب ماهواره امید را کاملاً موفقیت آمیز خواند و گفت ماهواره مزبور تا این لحظه که هنوز به هیچ جائی نرسیده است اتفاقاً به تمام مقاصد نظام رسیده است . این سفینة النجاة که از لحظه پرتاب هزار فرشته موکل دور و برش پرواز میکنند در حال حاضر در مدار قرب الهی نفس کش میطلبد . قمرمانه امید پس از پخش پیام صلح آمیز احمدی نژاد شامل اذان و اقامه برای موجودات فضائی قرار است درد و بلا بشود از همان بالا بخورد تو سر هرچی نفهم اسرائیلی . به همین مناسبت یک هیئت علمی از ملت ایران با اجتماع جلوی در ریاست جمهوری به نظام توضیح دادند اینجائی که دارید درد و بلا نازل میکنید سر نفهم ایران است اسرائیل اونطرفه !

در پی این سرقت ادبی جمهوری اسلامی که هیچوقت در هیچ کاری هیچ دستی ندارد امروز را بدلیل نامعلومی جشن گرفت . در این جشن باشکوه که مثل سایر جشنها ملت از طریق اسرائیل به معنویات میرسند کلیه ارکان نظام به صرف یک نفس راحت دعوت شدند . هنوز هیچ فرد یا گروهی از القاعده مسئولیت این دزدی را بر عهده نگرفته است لیکن یک مقام آگاه بنام حسین شریعتمداری که از ذکر نامش به هزار دلیل خودداری کرد از حضور استیل و ۳۲ پارچه ده هزار وبلاگ بسیجی در اینترنت همینطوری بیخود و بی جهت تقدیر کرد . وبلاگهای مزبور ابتدا به قصد براندازی نرم وارد بالاترین شده ولی بعد از یکماه که خودشان براندازی سخت شدند از طریق اجماع علما به این نتیجه رسیدند که وقتی میشود گاز گرفت و جفتک انداخت مگر دیوانه ایم وبلاگ بنویسیم . قرار بود نامبردگان از طریق وبلاگهایشان بالای دیوار جامعه مجازی اقدام به تولید پارازیت بنمایند لیکن غفلتاً به ریش خودشان شیشکی کشیدند . بر این اساس مایکرو سافت از اختراع جفتک شکن بعنوان فیلتر شکن برای بالاترین خبر داد !

گفته میشود با استفاده از خلاء خبری بالاترین قرار است بزودی چند وبلاگنویس بدلایل عشقی خودکشی بشوند . این وبلاگنویسان که تصادفاً همه شان هم در بالاترین آی.دی دارند مدتها بود که برای خودکشی دنبال بهانه میگشتند که خوشبختانه پیدا شد . همچنین برخی اخبار ضد و نقیض حاکی از اینست که حسین درخششمداری در جریان اتفاقات بالاترین هیچ نقشی نداشته است . وی که بدلیل عنایت به مادر وبلاگستان پدر بر حق وبلاگ فارسی است هم اکنون بر اثر همان مهرورزیهائی که ازشان دفاع میکرد در حال اعتراف به تخم مرغ دزدی در سه سالگی است . قرار بود نامبرده فقط به جاسوسی شصت وبلاگ اعتراف بکند لیکن چون وبلاگهای جاسوس زیاد بود یه تیکه بالاترین را لو داد . ضمناً اصطلاح درخششمداری از ما نیست ولی از نیک آهنگ هم نیست !

توضیح مجدد : این وسط اگر برای ما حرف و حدیث در نمی آورید صفحه داور خان را اگر هنوز نرفته اید بروید . رفقا آنجا جمعند .
درخواست رفاقتی : برای سوزاندن تحت حسود همگی همان کارهائی را بکنید که در بودن بالاترین میکردید . ریش ما را زده اند ریشه ما را که نمیتوانند بزنند .
تکرار مکررات : از دنباله و پوششی که به رفقا داد باز هم ممنونم .

دو کلمه هم از ننه عروس در باب بالاترین !

...
.
اینجانب در این لحظه پر خیر و برکت و تاریخی در اینجا ضمن ابراز زرشکدردی با مردم مظلوم غزه به جهت این کشف بزرگ خبرگزاری فارس از همینجا آمادگی کامل خود را به جهت ورود به مستراح اعلام میدارم باشد تا اشکی ریخته باشیم تا از سوی فارس به حساب حمایت از غزه قلمداد بشود . اینجانب همچنین خداوند متعال را شاکرم که سایت ایدزی و جاسوسی بالاترین که برخی کاربرانش دارای لپ تاپ و گیره نیز میباشند بجای هک چیز دیگری نشد چون آنوقت در حمایت از مردم مظلوم غزه خیلی بد میشد . توضیحاً اینکه منظور ما از "چیز دیگری" اصلاً کار بدی نیست لیکن شما چون خیلی بی ادبید فوراً اتفاقات ناجور و مثبت 18 مربوط به آن "چیز دیگر شدن" برایتان تداعی میشود !
.
با تشکر از ننه و سایر متعلقین و وابستگان عروس !

من از رفقای دنباله و از مهیار و کیا ممنونم ...

الآن داشتم دنباله را نگاه میکردم . تقریباً تمام لینکها و خبرها دور و بر اتفاق بالاترین میگرده . میدانید ؟ گاهاً دیده ام که بین بالاترین و دنباله اختلافاتی پیش آمده . این اختلاف خیلی هم طبیعی است . اگرچه که همیشه پیش خودم حق را به دنباله داده ام . من رفقای دنباله را هیچوقت اهل جنجال و حاشیه های بیهوده ندیده ام . شاید به همین خاطر همیشه در آنجا همانقدر راحت بوده ام که در صفحه خودم ...

حالا دیدم که تمام رفقای دنباله عاری از هرگونه ذهنیت زشت که حالا و در این زمان به فکر تسویه ی حسابهای قبلی خود باشند صمیمی و دوستانه هم از ماجرای بالاترین ناراحتند و هم در اینباره در حد وسعشان خبر رسانی میکنند و حتی گمانه میزنند ...

دلم خواست از طرف خودم از تمام این رفقا تشکر کنم . دلم خواست از رفقای خوبم مهیار و کیا مدیران دنباله تشکر کنم . دنباله امروز و حالا امنترین محل اجتماع تمام رفقای بالاترین هم هست . خیلیها را میدانم که به آنجا رفته اند . دلم میخواهد این رفقای مهمان بالاترینی قدر این رفاقت دنباله را همیشه بدانند و همیشه با دنباله همینطور نزدیک بمانند ...

بالاترین هر وقت و هر شکل و هر جور که برگردد محترم است و شایسته . خوشبختانه ظاهراً مشکل سایت قابل حل است . اینکه از کل سایت یک بک آپ کامل وجود دارد نعمت بزرگی است . هر چند که بهرحال حتی نیم ساعت نبود بالاترین برای جامعه آزاد خبری لطمه بزرگی است . از دنباله ممنونم که با مهمان نوازی خوبش همه را خیلی زود دور خودش جمع کرد و نگذاشت که جمع واحد رفقا پراکنده بشود ...

مرسی از مهیار مرسی از کیا و مرسی از تمام رفقای خوب من در دنباله ...

بالاترین را زدند ...

...
رفقا من البته از طریق خود شما از قضیه با خبر شدم . الآن تائید گرفتم و فهمیدم بالاترین هک شده ...

اصلاً برای دریغ گفتن واژه کم می آید . دریغ نه بخاطر از دست رفتن بالاترین . بالاترین هک شده نابود که نشده . بالاترین مائیم . من مطمئنم که خیلی زود مدیران توانمند بالاترین دوباره راهش خواهند انداخت . مطمئنم ...

دریغم از این چماق اینترنتی است که انگار همیشه باید سایه اش بالای سرمان باشد . چقدر دوست دارند جمع ما پراکنده بشود آخر خدایا اینهمه تهدید برای چه ؟

رفقا الآن خوب ببینید . ببینید اجتماع و جامعه فکری ما چقدر میتواند مهم باشد و هست که برای متفرق کردنش از هیچ کاری ابا ندارند . و ببینید که وقتی اعضای یک جامعه زیاد باشد و نتوانند با شخص کاری داشته باشند چطور به جان جامعه شان می افتند ...

آقای بالاترین خسته نباشی . با تمام این مختصری که من هستم بمن بگو چه میتوانم بکنم که با جان و دل بکنم . تو به گردن همه ما حق داری ...

رفقا لطفاً مطلب داور خان نبوی در اینمورد را بخوانید . پیشنهادی هم برای همه دارد . همانجا جمع بشیم و به هم بگوئیم که چه کار میتوانیم بکنیم ...

2009/02/03

#315

متن پيام مخابره شده رئيس جمهور از ماهواره اميد منتشر شد (فارس)

محمود به منظومه شمسی پیام داد : اللهم عجّل لمریخک الفرج !

هنوز کسی نمیداند احمدی نژاد دقیقاً برای کی در فضا پیام فرستاده است لیکن برخی مشاهدات ایستگاههای فضائی حاکی از دریافت پیام متقابلی نیم ساعت بعد از پیام احمدی نژاد در فضا میباشد . این پیام که از مبداء نامعلومی به مقصد نامعلومتری ارسال شده بود در بین راه به آنتن یک بشقاب پرنده گیر کرد که خوشبختانه تلفاتی نداشت . متن پیام به این شرح است :

╚╔═╬╩╦═╬═╬╧╨╤╥╙╘╒╓╫╪┘┌♀╛╝╗┤│┤╡╢╖◄╕╣║╗╜╛┐└┴┬├─┼╞╟╚╔╥╫╪

ترجمه : از عولولو به خیژژژ ! خواستم برم امریکا گفتی مگر بری فضا از دست این راحت بشی. حالا دیگه کجا فرار کنم برم ؟!

قمرمانه ملی امید درحالی به فضا رفت که نمونه های قبلی اش از ایستگاه غزه در مدار اسرائیل قرار گرفته بود . این قمرمانه که با نام فوق سری قصام در تونلهای مصر تولید میشود با الهام از ملخ جبرئیل ساخته شده و باعث نزدیکی معنوی فضانوردان به خدا در مدار آخرت میشود . با قرار گرفتن این ماهواره کاملاً صلح آمیز در مدار اصلی دقت عمل موشکهای حماس از صفر درصد به صد درصد رسیده و علاقمندان میتوانند در هنگام موشک پرانی از طریق آنتن دو شاخه این ماهواره به رادیو قرآن هم گوش بدهند . بر این اساس تعدادی از مکالمات پر کاربرد در این ماهواره شامل "لوله رو بگیر اونورتر" ، "خورد بغلش دو درجه بیا بالا" ، "یارو از ترس رید به خودش دمت گرم" و امثالهم بطور پیش فرض در این ماهواره ضبط شده و قابل استفاده برادران مبارز میباشد . جمهوری اسلامی اعلام کرد حالا که نمیگذارید از زمین به غزه کمک بشر دوستانه کنیم از فضا اینکار را میکنیم !

قرار است در سفر بعدی سردار رادان در فضا دیش سایر ماهواره ها را جمع آوری نموده و فضانوردان اراذل را نیز با آفتابه در مدار برجیس بگرداند . به اعتقاد ناظران فضائی ، دیش اگر در فضا نباشد در پشت بام هم نیست . به گفته سردار رادان این اقدام در راستای ارتقاء امنیت فضائی انجام شده و خانواده فضانوردان خودشان از طریق تماس با ۱۱۰ خواستار انضباط اجتماعی در شرکتهای خصوصی ناسا شده اند . توضیحاً اینکه در جمهوری اسلامی برای برخورد اصولی با مسائل اجتماعی همواره آب از منبع قطع میشود . بر این اساس چنانچه جمهوری اسلامی نتواند برای یک مسئله در رساله راه حل پیدا بکند آنرا کلاً ممنوع میکند که خیال همه راحت بشود . به گفته آگاهان آدمیزاد اصولاً موجود مسئله داری است چه روی زمین به جائی بند باشد چه در فضا به در و دیوار آویزان بشود !

بنا به اعلام نمایندگی ولی فقیه در منظومه شمسی قرار است دو دستگاه از این ماهواره های کاملاً ملی بزودی در مراسمی به خواهران چادری کاراته باز اهدا بشود . این ماهواره ملی کاملاً ایرانی بوده و تمامی قطعات آن توسط متخصصان داخلی در شرکت "هین هو های دونگ" چین ساخته شده است . در این ماهواره برای جهت یابی دقیق از قبله نمای چینی استفاده شده است . چفیه ، انگشتر عقیق و رکعت شمار نماز از دیگر ابزار کنترل دقیق آن میباشد . هنوز کسی نمیداند این ماهواره را چطوری باید از فضا برگرداند زمین لیکن منابع ناسا ابراز امیدواری کرده اند که ماهواره امید زودتر منفجر بشود . ناسا میگوید از بدو ورود این ماهواره به فضا کلیه فضانوردان کار و زندگی شان را ول کرده اند رفته اند دم پنجره تماشا میکنند میخندند !

2009/02/02

#314

خالد مشعل در جشن پيروزي مقاومت فلسطين در دانشگاه تهران شرکت کرد (فارس)

رومون نمیشه به کسی بگیم کی اومده دانشگاه آقای
خالد پـَـشگـَـل !
.
میفرمایند ماشالا نسبت به دفعه قبل خوب چاق و چله شدی ها دستام از دو طرفت به هم نمیرسن !

به گفته آگاهان جمهوری اسلامی دیگه خیلی باحال شده : رئیس جمهورش چیز نمیکنه بره دانشگاه خالد مشعل میره . به همین مناسبت دانشجویان دانشگاه تهران نیز مفتخر به دریافت نشان جسارت از عمه شان شدند : به حضور همه در دانشگاه میتوانند اعتراض بکنند به حضور خالد مشعل نمیتوانند . توضیحاً اینکه در دانشگاه تهران دانشجو به کسی گفته میشود که یا کارت دانشجوئی داشته باشد ولی زندان باشد یا کارت دانشجوئی اش را جا گذاشته باشد ولی یا بالای دیوار سفارت باشد یا رفته باشد مالیات بگیرد یا در فرودگاه سرنوشت اسرائیل را به لرها بسپارد یا هیچکدام از اینها نباشد ولی معظم له ازشان تشکر بکند . برادران مزبور در زمان دانشجوئی میروند سفارت انگلیس را میگیرند ولی در زمان فارغ التحصیلی میگویند از انگلیس مدرک گرفته ایم . به همین مناسبت یک آدم بی مزه با بیان اینکه زرشک افزود از کردان چه خبر ؟!

در همین راستا کارشناسان ، مسائل عمده دنیا را به دو دسته کلی تقسیم کردند : مشکلاتی که جمهوری اسلامی درست میکند ، مشکلاتی که کس دیگری درست میکند ولی بعدش میرود جمهوری اسلامی جشن میگیرد . این عده معتقدند که خدا اخیراً در و تخته را خوب به هم جور نمیکند : خالد مشعل غیر از مملکت آقا هیچ جای دیگر دنیا نمیتواند برود ، آقا غیر از هیچ جای دیگر دنیا مملکت خالد مشعل هم نمیتواند برود . به گفته این افراد خالد مشعل اگر هیچ جای دیگر دنیا میتوانست برود هم نمیرفت چون هم نسبت به فحش خواهر مادر آلرژی دارد هم هر جا بخواهد برود باید پول بدهد اینجا بهش پول هم میدهند که بیاید . در همین راستا یک مقام آگاه که الآن خدا دارد رحمتش میکند گفت اگر راست میگوئید بفرستیدش لای همان مردم جهان که در زمان جنگ ۲۳ روزه از هر ۷ کانال تلویزیون روزی شصت دفعه تظاهراتشان را در حمایت از غزه بما نشان میدادید . به همین مناسبت قرار شد تندیس اسکار ۲۰۰۹ جلوه های ویژه را مادام العمر بدهند به تلویزیون جمهوری اسلامی : هنوز هیچ تکنیک سینمائی قادر نیست ۱۸ نفر را از ۲۸ نما در حال راهپیمائی با شکوه در نروژ نشان بدهد بعد بطور همزمان با همانها در امریکا هم مصاحبه بکند !

به باور برخی تحلیلگران خالد مشعل عین یو یو میماند : نخش که بالا پائین میشود از اینور میخورد توی سر ما از آنور برمیگردد کف دست آقا . در همین راستا یک آدم مجهول الهویه با ارائه گزارش مستقیمی از محل کف دست آقا شرح گفتگوهای طرفین را چنین عنوان کرد : اِزه مـِزه وقتی برگشتی تونلهای زیر زمینی رو چزه خزه نذاشتن کشتی ما بیاد وگرنه چندتا موشک چزه مزه فعلاً بیا این پونصد میلیون رو ازه خزه برو علی الحساب با همون قصام رزه چزه انتخابات اسرائیل رو یادت ازه خزه خلاصه تا تیر سال بعد باید مردم ما سرگرم مزه چزه !

2009/02/01

#313

خاتمی : با اینکه مشکلات این راه را رصد کرده‌ام و می‌دانم؛ باید دل به خدا بسپارم و در عرصه بیایم. (آفتاب)

سید ممد ! ما که کاریت نداریم ولی تو انگار خودتو گیر آوردی ها !

خاتمی در یک اقدام شجاعانه گفت اگر شاید ولی بیایم اما رصد کرده ام که ممکن است احتمالاً اگر برای اینکه زیرا . وی این حرف را در حالی زد که قبلاً گفته بود چرا شاید اگرچه ولی اما چون برای اینکه زیرا . کارشناسان معتقدند که اگرچه خاتمی اینبار هم با همان کلمات دفعه قبل همان جمله های قبلی را ساخته بود ولی از وجناتش پیداست که لحن سخنش ایندفعه خیلی جدی است . به همین مناسبت فرهنگستان زبان و ادب فارسی که همواره با چسباندن پسوند "انه" به کلیه لغات فرهنگ دهخدا روز به روز زبان جدیدتری از فارسی اختراع مینماید تندیس بلورین استفاده از هشتاد و سه ترکیب شرطی در یک جمله را دو دستی به خاتمی داد . سخنگوی این فرهنگستان گفت خاتمینانه چون میترسانه که رای نیارانه از این حرفها میزنه نانه !

در همین راستا دبیر ستاد افعال انقلابی to be هم ضمن تقدیر از نقش خاتمی در شکوفائی افعال am و is و are از تغییر نام "افعال ربطی" به "افعال بی ربطی" خبر داد . وی گفت حرفهای اخیر خاتمی دقیقاً به همه چی ربط دارد جز همان چیزی که درباره اش حرف میزند . به گفته سازمان بهداشت هم اکنون جامعه پزشکان بشدت نگران سلامتی خاتمی هستند . این عده معتقدند که خاتمی از جناح چپ غده هیپوفیز بشدت دچار مشکل بوده لیکن بدلیل مصالح نظام به روی خودش نمی آورد . توضیحاً اینکه غده هیپوفیز یک جای شرعی آدم است که اول قرار بود رشد را کنترل بکند ولی الآن رشد دارد آنرا کنترل میکند . کارشناسان به این وارونگی غدوی نظارت استصوابی میگویند . بر این اساس صاحب غده هیپوفیز در زمان انتخابات میشود پفیوز !

سید ممل ابطحی نیز که از هر دو جناح چپ و راست فقط یک کمی تپل است گفت من حتماً مطمئنم که بدون شک یقیناً صد درصد بی برو برگرد تردیدی نیست که شاید خاتمی بیاید . وی در پاسخ به این سوال که تو با این سن کم چطوری این کشف را کردی چیزی نگفت لیکن برخی گمانه ها حاکی از هماهنگی نزدیک هیپوفیز خاتمی با ابطحی است . بر اساس این هماهنگی خاتمی شک میکند ، ابطحی به یقین میرسد در نتیجه رشد سیاسی کنترل میشود . قدسی خانوم با بیان این مطلب افزود یه کم فهم سیاسی هم خوبه والا . وی که در حال مصاحبه داشت از طریق بلوتوث با پری حرف میزد و برای زری اس.ام.اس میفرستاد افزود آخه بلا ! یه کم معرفت اونم بعضی وقتا واسه رجل سیاسی لازمه ما آبرو داریم پیش اصلاح طلب جماعت . وی در پایان درباره کاندیداتوری خاتمی پشت چشمش را نازک کرد گفت : ایش ش ش ش !

به همین مناسبت میر حسین موسوی گفت آقا ما غلط کردیم گفتیم کاندید میشیم . وی که از لای صف تعاونی حرف میزد دلیل کاندیداتوری اش را در راستای کوتاه کردن ایادی کوپن فروش اعلام کرد . او افزود بدلیل اینکه اصلاح طلبها باستان شناسهای خیلی خوبی هستند و مملکت هم در پرتوی تعالیم اسلام روز به روز دارد بیشتر به عصر حجر نزدیک میشود لذا اولش تصمیم گرفته بودیم کاندیدای دوره ژوراسیک ریاست جمهوری بشویم ولی بعداً که دیدیم اگر اصلاح طلبها را ول کنی فراعنه را هم کاندید میکنند خجالت کشیدیم زدیم بغل . وی با اعلام شماره دفترچه بسیج اقتصادی گفت البته ما این اواخر یه جورائی الا کلنگ خاتمی هم شده بودیم : از هر وری که میرفت بالا ما از یک ور دیگر میرفتیم پائین . میر حسین در پایان خطاب به خاتمی گفت : منو داری یـَمـَنو داری !