2009/12/07

#579

آقای خامنه ای ! جداً نمردی اينقدر كه فحشت دادن ؟
.

الآن هيچ حالم خوب نيست و اتفاقاً همين حال را بهترين فرصت ديدم براي نوشتن اين مطلب . سر حال كه باشيم طبق روال شوخي مان ميگيرد تا بخواهد ترجمه بشود كه لاي اين حرفها بتو چي گفته ايم چند سال طول ميكشد . همانطوريكه سي سال است كه ميگذرد كسي انگار نفهميد كه شوخي شوخي چه حرفهاي جدي ئي داريم مي گوئيم ...

امروز 16 آذر بود . آنقدر پليس و ضد شورش آورده بودي كه روي 13 آبان سفيد شد . آنقدر آدم جلوي چشم خودم ديدم دستگير كردند كه شك دارم كه واقعاً اينهمه جا داشته باشي براي حتي يكساعت نگه داشتنشان . مگر اينكه استاديوم ها را هم بازداشتگاه كرده باشي كه از شما بعيد نيست . اصلاً چه حرف مسخره اي ميزنم من ، كل كشور را كرده اي بازداشتگاه بعد من نگران جا نداشتن براي چند هزار نفر هستم .

الآن دقيقاً و فقط دارم از طرف خودم حرف ميزنم . هنوز اينقدر نشده ام كه كسي براي حرف زدن بمن نمايندگي بدهد و حرف زدن آدم از طرف خودش هم شامل هيچگونه از تمام صفاتي كه توي كتاب اتهام نامه ات در جيغگستري آورده اي نميشود . امروز كه بيشتر از هميشه ديدم با وجود آنهمه خفقان كه خواستي ايجاد كني و اينرا هم نتوانستي چطور شعارهاي مردم مستقيماً شخص تو را نشانه گرفته اگر بداني به چه فكر ميكردم خنده ات ميگيرد ! فكر كردم من كه هيچكسي نيستم اينجا توي اين صفحه كه هيچ جائي نيست دوتا كامنت بد و بيراه برايم بگذارند دو روز سرم گيج ميرود دو هفته از كار مي افتم دو ماه فكر ميكنم كه چه كرده ام كه بايد اينچنينم بگويند تو بابا خيلي باحالي !

آقاي خامنه اي ! كشتي ما را ، ديدي كه زنده تر شديم ...

همين ...

2009/12/06

#578

رفع فيلتر بالاترين تله است ، فقط با وضو (فيلترشكن) وارد بشويد !
.

رفقا اينجا فيلترينگ بالاترين را برداشته اند . اين قضيه چند چيز را نشان ميدهد :
  1. عليرغم زرت و پرت سپاه كه آي توي كمد هم باشيد شناسائي ميكنيم ميگيريم مي بنديم با اينحال بدليل تغيير آي.پي بعد از استفاده شما از انواع پروكسي ها امكان رديابي به حداقل ميرسد . اين اتفاق قبلاً در ونزوئلا افتاده يك چيزي ميدانم كه ميگويم !
  2. بالاترين همان "برخي سايتها" است كه نصف بودجه صدا سيما صرف پاسخگوئي به اخبار آن ميشود . همچنان با فيلترشكن وارد بشويد و تلاش كنيد كه قسمت بيشتري از بودجه صدا سيما را صرف پاسخگوئي به خودتان بكنيد خيلي هم سرگرم كننده است مزه ميدهد !
  3. اينها ميدانند كه تمام سايتهاي غيره و ذلك هر آنچه از عكس و فيلم و خبر باشد را از همين "برخي سايتها" ميگيرند . هم در انتشار اخبار دقت كنيد هم در نحوه انتشار . حتي اگر با فيلترشكن امكان درج لينك برايتان مقدور نبود بجاي استفاده از فرصت رفع فيلتر به اين فكر كنيد كه سه ثانيه بعد از ارسال بجاي لينك خودتان داغ ميشويد . حالا هر جور حال ميكنيد !
  4. بهترين زمان براي رديابي آي.پي شما وقتي است كه عكس يا فيلم آپلود ميكنيد . بنابراين اگر فيلترينگ سايت play boy هم تا فردا رفع شد شما همچنان با فيلترشكن آپلودتان را انجام بدهيد . من خودم تند تند play boy را كنترل ميكنم خبري شد بهتان ميگويم شما سرتان به كار اصلي تان باشد !
  5. اينها از بالاترين مثل سگ يا بعضي حيوانات ديگر ميترسند . فردا اگر فقط نصف همين اعضاء بالاترين بريزند توي خيابان همان اتفاقاتي مي افتد كه يكماه است در لينكهايتان پيش بيني ميكنيد . من از همينجا بهتان اجازه ميدهم فردا تا ظهر توي خيابان باشيد ولي بعد از ظهر بيائيد خبر بدهيد ! چنانچه بعد از ظهر پيدايتان نشد معلوم ميشود كه از صبح نشسته ايد بدون فيلترشكن بالا بازي الآن توي راه كهريزك هستيد . يادتان بخير چقدر نق ميزديد پاي لينكهاي من !
نتيجه : اينها اگر راست ميگويند فيلترينگ صفحه منرا بردارند !

#577

داداش فردا كلنگ هم از آسمون اومد بيرونی ها !
.

نظر به اينكه هواي تهران و خيلي شهرهاي ديگر كه متاسفانه دانشگاه دارد برفي است و نظر به اينكه گاهاً مقاديري سوسول بين ما پيدا ميشود و نظر به شهين كه خيلي خوشگل است توصيه هاي زير را براي فردا جدي بگيريد چونكه خطرناكه حسن !

  1. قرار است فردا تدابير سپاه فرهنگي باشد و گل بدهند . شخصيت داشته باشيد و خودتان عين آدم سوار ون و ميني بوس بشويد و در همان حالت گل را بيخ بگيريد جلوي دوربين فارس . شركت Adobe مرد بسكه اينها عكس توليد كردند .
  2. قبل از كشته شدن ده دقيقه به دوربين نگاه نكنيد . اين الدنگ فردا راه مي افتد دور دنيا عكس مروه الشربيني را از وسط خشتكش درمي آورد ميگويد در آن فيلم سي ثانيه اي شما ده دقيقه به دوربين نگاه كرده ايد ، چرا ؟
  3. موقع كتك خوردن تقويم بگيريد دستتان . پس فردا ميگويند تصاوير كتك خوردن شما مال قبلاً بوده اين اتفاق چند دفعه در ونزوئلا هم افتاده كه مردم پارسال كتك بخورند جاي فردا بيندازند به خيك انظار عمومي . تكرار ميكنم كه خود كتك خوردن شما اصلاً مهم نيست زمان آن مهم است .
  4. همين حالا برويد تعدادي فرد مهربان و نيكوكار پيدا كنيد فردا تا پايتان شكست سه ماه برويد خانه اش صفا تا بعداً كه برگشتيد در پخش زنده از كروبي شكايت كنيد . در فرصت باقيمانده تا ميتوانيد از مامانتان خجالت بكشيد .
  5. چنانچه يهو ناغافل شاهد قتل و تجاوز به كسي شديد فوراً به رستوران زنگ بزنيد برايتان سالاد بياورد . قبل از تناول سالاد در را از پشت قفل كنيد و انگيزه تان از انداختن قرص توي سالاد را اعلام كنيد كه ما اينهمه نخنديم .
  6. شما در برابر دانشجويان بسيجي عده قليلي هستيد بيخودي تلقين نكنيد كه تعدادتان زياد است چشمتان غيچ ميشود . ميگوئيد نه برويد عكس تعداد انبوه برادران را از دو طرف بكشيد به جان خودم جواب ميدهد . سفر اصفهان كه براي جمعيت ميليوني خيلي جواب داد فقط مراقب باشيد گنبد مسجد توي عكس نيفتد سه ميشود .
  7. در صورت ايجاد ترافيك شما را با جرثقيل ميبرند شش سال زندان پارك ميكنند بعداً هشتصد ميليون ازتان ميگيرند كه برويد بيمارستان ده روزه خودتان را خوب كنيد برگرديد . خب چكار كنند درآمد نفت كه خرج نوار بهداشتي غزه بشود دادگستري بايد از يكجاي ديگري پول دربياورد ديگر .
  8. همچنين موقع شعار دادن در هنگام عنايت به رهبري نوع مقام ايشان را حتماً ذكر كنيد . مثلاً بگوئيد مقام معظم رهبري قاتله ولايتش باطله . در صورت نگفتن اندازه و نوع مقام شما را شش سال ميفرستند مسافرت دهنتان سرويس ميشود .
  9. مراقب جدولهاي سيماني باشيد چه بسا كه تعدادي از دوستانتان كه چند وقت است گم شده اند توي آنها باشند و حتماً مايو هم با خودتان ببريد كه اگر شما را انداختند توي مخزن آب پونك مشكلي پيش نيايد . قطعه رايگان بهشت زهرا پر شده است لطفاً همكاري كنيد .
  10. چنانچه ديديد تانك آورده اند نگران نشويد تدابير اينها همه اش فرهنگي است لابد عين دانشگاه مازندران براي نورافشاني آورده اند . پرژكتور برق زياد مصرف ميكند امسال چون الگوي مصرف دارد اصلاح ميشود با استپ بالاي تانك نورافشاني ميكنند . رنو 5 هم ميگويند خوب چراغي دارد ولي الگوي مصرف را اصلاح نميكرد تانك آوردند !

2009/12/05

#576

آقای جمهوری اسلامی ! شونزده آذره ، شاشيدی ؟!
.

شايد شنيده باشيد : دو نفر شرط ميبندن كه به نوبت سوار موتور بشن هر دفعه يكي بشينه ترك اون يكي اوني كه پشت فرمونه همينطور تند بره تا اوني كه ترك نشسته به خودش بشاشه ! اولي ميشينه سرعت كه به هشتاد ميرسه دومي ميگه شاشيدم . جاشونو عوض ميكنن دومي ميگه چهل كيلومتر ، شاشيدي ؟ ميگه نه . گفت شصت كيلومتر ، شاشيدي ؟ گفت نه . گفت هشتاد كيلومتر ، شاشيدي ؟ گفت نه . گفت صد كيلومتر ... اولي گفت خب خب شاشيدم شاشيدم ! دومي گفت ديگه بريني هم فايده نداره ، ترمز بريده كوچه هم بن بسته !

.............

حالا حكايت ما شد : 22 بهمن 57 شاشيدم سي سال بعد ما نشستيم پشت همان موتور . حالا سي خرداد شد ، گفت نشاشيدم ؛ هجده تير شد ، گفت نشاشيدم ؛ روز قدس شد ، گفت نشاشيدم ؛ سيزده آبان شد گفت نشاشيدم ؛ پس فردا شونزده آذره .....

داداش ! بپا ترمز موتور ته كوچه بن بست نبره اونوقت ديگه كاري از دست ما نمياد ها . از ما گفتن بود !

#575

سبزهای علفی بروند بوق بزنند ، سپاه تدابير ما را قرقره ميكند !
.
به ميمنت و مباركي فرمانده سپاه تهران گفته است "تدابير ما براي 16 آذر تدابيري فرهنگي است و قصد داريم در اين روز به دانشجويان در دانشگاه‌هاي سراسر کشور به‌ خصوص استان تهران گل هديه دهيم" . لذا ما در اين لحظه نتايج عمده اي گرفتيم كه در ساير لحظات هر كاري كرديم نگرفته بوديم . منو داشته باش !
  1. تدابير سپاه براي غير از 16 آذر تدابير بي فرهنگي بود عين خر به مردم حمله ميكردند . ايندفعه فرهنگي است لطفاً دنبال يك جانور فرهنگي بگرديد .
  2. سپاه تهران براي دانشگاههاي سراسر كشور هم تدابير دارد . ايناها خودش گفته سراسر كشور به خصوص تهران .
  3. تا حالا از سراسر كشور سپاهي مي آوردند دانشگاههاي تهران حالا از تهران ميبرند دانشگاههاي سراسر كشور . خدائيش كشف رمز تدابير اينها خيلي ساده است .
  4. هر دفعه ما گل ميداديم سپاه كتك ميزد . ايندفعه سپاه ميخواهد گل بدهد ظاهراً تنش ميخارد . ولي تدابير ما از اول فرهنگي بوده كتك نميزنيم . راست ميگويند بروند حمام .
  5. اهداء گل چون فقط يك كار است شامل تدابير نميشود . خيلي كه باشد ميشود تدبير . البته كاكتوس هم گل دارد خيلي جاهاي بدرد بخور ديگر براي سپاه هم دارد . احتمالاً كاكتوس شامل تدابير ميشود .
  6. حالا فردا پنج تا اسكل را جلوي دوربين جمع ميكنند گل ميدهند احمدي نژاد عكس مروه الشربيني را ميگيرد دستش راه مي افتد دور دنيا . ميگي نه وايسا تدابيرشان را تماشا كن .
  7. اهداء گل اتفاقاً تدابير خيلي مناسبي هم هست . گل ميدهند بعد ماشين آب پاش مي آورند كسي بپرسد ميگويند آورده ايم گل آب بدهيم .
  8. اگر قرار باشد طبق تدابير به دانشجوهاي راستكي گل بدهند سپاه بايد به اندازه كل هلند گل داشته باشد . دروغ ميگويند وگرنه چطور هنوز خبري از واگذاري سهام گلخانه ها به سپاه منتشر نشده ؟
  9. همينطوري پيش برود دفعه بعد سپاه اعلام ميكند تدابير ما فرهنگي است شعار مرگ نمي دهيم . دفعه بعدش هم با موبايل از خودشان در حال كتك زدن ما فيلم ميگيرند دفعه بعدترش هم سپاهي ها ميگويند نه غزه نه لبنان جانم فداي ايران !
  10. من تا همينجا نتيجه ام آمد !

2009/12/04

#574

خ.ره ! دير نيست كه نمايش مرگ تو را اجرا كنيم !
.

در راستاي اينكه تعدادي گوساله نمايش كشته شدن ندا را اجرا كرده اند نمايشنامه زير بدون هيچ پرده اي متقابلاً تقديم ميشود :

صحنه : سه ماه بعد - يك جاي تاريك - چيزي ديده نميشود فقط صداي دو نفر به گوش ميرسد

اولي : خوب شد مديريت مترو را گرفتيم دست خودمان . الآن كه سوراخ شده متري سه ميليون خيلي بدرد ميخورد
دومي : بر گمشو ببينم . همين سوراخهاي مترو را نتوانستي مديريت كني ميخواستي سوراخ جهان را مديريت كرده باشي ؟ ببين چقدر اين سوراخي كه هستيم تنگ است .
اولي : اماما ! اين سوراخ نصفش مال دولتهاي قبلي است نصف ديگرش هم كار قاليباف بود . وقتي ما مديريت آنرا گرفتيم سوراخ سازي تمام شده بود .
دومي : ا.ن آقا ! خيال كردي اينجا هم تلويزيون است داري آمار قبلي ها را ميدهي ؟ همين حرفها را زدي من خ.ر شدم از تو حمايت كردم . قرار بود با آنهمه بگير و ببندي كه آن چهار ساله كردي صداي كسي درنيايد . تر زدي !
اولي : خ.ره ! من تر نزدم . اين بسيج اگر كم نمي آورد به مردم ملحق نميشد الآن وضع اينجوري نبود . من تعجب ميكنم شما اين اطلاعات را از كجا آوردي ؟
دومي : از وزارت خارجه خودت ! حالا خوب شد اين فيروزآبادي را با خودمان نياورديم همانجا وسط مردم ول كرديم در رفتيم . وگرنه الآن سوراخ كل مترو هم جا نداشت .
اولي : راستي آقا مجتبي چي شد ؟
دومي : هيچي خودش را توي بيت آتش زد كشت با آقا ميثم و مصطفي و بقيه . اگر ميگرفتند جرش ميدادند .
اولي : نه جر نميدادند . اين سبزها عين ما وحشي نيستند . خودشان گفته بودند اگر بگيريم ميبريم دادگاه محاكمه ميكنيم .
دومي : خيلي ا.ني ! فكر كردي دادگاه اينها هم مرتضوي دارد يك تلفن بزنيم همه چيز راست و ريست بشود ؟ آن ممه شاهرودي و لاريجاني را لولو برد . اگر محاكمه ميشديم خشتكمان را درمي آوردند .
اولي : نخير ، امام زمان كمك ميكرد خشتك ما درنمي آمد . بنده خودم هر جا كه ميرفتم اگر امام زمان نبود خشتكم صد دفعه سرم پرچم شده بود .
دومي : حالا وقتي بهت ميگن ا.ن دوباره بگو من ! بدبخت ! اوني كه نميگذاشت خشتك تو پرچم بشود امام زمان نبود من بودم . اين صداها ديگه چيه ؟
اولي : اين صداي عده قليلي است كه از دستشان فرار كرديم آمديم اينجا توي سوراخ . بشكند اين دست من كه اينهمه به لبنان و سوريه و سودان و ونزوئلا و بقيه جاها پول دادم براي همچين روزهائي پدرسگها تلفن ما را هم جواب ندادند . فقط خالد مشعل برداشت فحش داد قطع كرد .
دومي : آره . تلفن اين سيد حسن نصرالله پفيوز را هم يك زنيكه اي جواب ميداد ميگفت واگذار شده . راستي اگر الآن منرا بگيرند ريشم را ميزنند ؟
اولي : نخير ، ريش شما سي سال مد بوده نميزنند . اينها وقتي بگيرند فقط جاهاي كثيف را ميزنند . فكر كنم همه جاي منرا بزنند . خدا بيامرز اعظم سادات هميشه ميگفت بو ميدي !

(اين نمايش كاملاً باز است خودتان هر چيزي كه خواستيد تهش اضافه كنيد . چه بسا كه همين نمايشنامه نويسي بشدت جون ميدهد براي بازي وبلاگي . هر جور عشقتونه !)

2009/12/03

#573

ارتقاء 20:30 به تريبون پاسخگوئی نظام به بالاترين مبارك !
.

امشب بخش مشعوف خبري 20:30 ضمن مصاحبه با تعدادي از هموطنان غيور در مورد شايعات منتشره در "برخي سايتها" كه وجود دارند ولي اسم ندارند به بررسي روشهاي برخورد با اينگونه شايعات پرداخت و از آنجا كه همه گونه مصاحبه شونده اتفاقاً شايعات اين سايتها را ديده بودند و معلوم شد كه ملت قهرمان پرور با حفظ سمت عين آمار بالاترين باز هم هستند لذا ما نيز در راستاي ايفاء رسالت كلفتي كه قد گردنمان است با تعدادي از همان عزيزان مصاحبه هائي كردم كه در اينجا مي آيد :

يك پيرزن نود ساله :

ما : ننه جان شما شايعه كناره گيري جوادي آملي از امامت جمعه قم بخاطر اختلافات را شنيده اي ؟
ننه جان : آره ننه . اين جوادي آملي قرار بود سه ماه پيش كنار بره ولي چون شرايط آنموقع حساس بود كه الحمدلله الآن ديگر نيست اون هفته كناره گيري كرد . من خودم سه تا لينك گذاشتم تو اين سايتهاي شايعه پراكن تا صبح مفاتيح خوندم ولي هيچكدوم داغ نشد اينا با آي.دي من مشكل دارن ننه .
ما : ببخشيد ننه آي.دي شما چيه ؟
ننه جان : به كسي نگي ننه ؛ خرچنگ زاده !

يك حاجي آقا :

ما : سلام عليكم شما هم شايعه كناره گيري جوادي آملي از امامت جمعه قم را شنيدي ؟
حاجي آقا : پسر جان ! اين فيلترشكن ما چند روز است در بازار از كار افتاده اين پدرسگها ياهو را هم بسته اند نميشود در حجره چت كرد . البته بنده عضو فيد همين برخي سايتها هستم خبرها با ايميل دستم ميرسد ولي نميتوانم كامنت بگذارم . حالا جوان به اين رعنائي بگو بينم vpn چي داري ؟!

يك آقاي ريشو :

ما : ببخشيد برادر نظر شما در مورد شايعه استقبال سرد از احمدي نژاد در سفرهاي استاني چيه ؟
آقاي ريشو : من خودم همانجا بودم ميليونها نفر براي استقبال آمده بودند .
ما : ببخشيد شما كجا بودي ؟
آقاي ريشو : همانجائي كه استقبال ميليوني شده بود .
ما : برادر جان اين آقا هر جائي ميرود ميگويند استقبال ميليوني بوده شما دقيقاً كجا بودي ؟
آقاي ريشو : شما يا اخبار تماشا نميكني يا چشمت چپه . هر جائي كه با اتوبوس ما را براي استقبال ميليوني ميبرند همانجا استقبال ميليوني ميشود و من خودم از نزديك مي بينم . اخيراً يك عكس استقبال ميليوني را گرفتيم با نرم افزارهاي موجود از پهلو كشيديم كه ميليوني بشود برخي سايتها سوء استفاده كردند مثبت دادند داغ شد و ما 16 آذر با اين شايعات برخورد ميكنيم .

يك خانم باردار چادري :

ما : به به چه بچه ماهي توي شكم شماست بي زحمت شايعه قتل دكتر پور اندرجاني را شنيده ايد ؟
خانم باردار : اينكه خوب است حتي خبر تجاوزها در كهريزك هم كه برخي سايتها ميگذارند شايعه است . بنده خودم در آنزمان كهريزك كار ميكردم و همه چيز را ميدانم . البته منرا كشتند !
ما : خيلي ممنون حالا تا نزائيدي نيفتاده گردن ما برو !

يك آقاي دانشجو :

ما : سلام مهندس بي زحمت شايعه تعطيلي دانشگاهها در 14 آذر از ترس 16 آذر جريانش چيه ؟
آقاي دانشجو : ننگ ما ننگ ما وزير فرهنگ ما !
ما : بله ؟
آقاي دانشجو : تا احمدي نژاده هر روز همين بساطه !
ما : برو داداش تو انگار خوشت مياد پس فردا چندتا شايعه هم درباره تو توي برخي سايتها منتشر بشه .

يك نفر خرس گنده :

ما : آقاي گنده بك نظر شما درباره شايعات برخي سايتها چيه ؟
خرس گنده : بيسم رحيم منيم ايفتيخارم ميشي ابيل فضل عينايت بده شايوعو پرت كن با نيظام مشكلش بشي سايت ايسرائول پخش بكنه كه اينگيلاب ضعيف بشي . يا ابيل فض خودشو ممد بيرسان ايمام زامان اينگيلاب بيمه بدي شايعه پرت كن شيكست بگيره سايتش هنگ بشي . مراسيم تحليف منيم ديدم نوكشو دشمن نيشان داد هدف گرفتي به اينگيلاب.
ما : حسين آقا ما هرجا ميريم بايد حتماً اين ريخت تو رو ببينيم ؟
خرس گنده : ريضاداده هستم گوربان ابيل فض !

2009/12/02

#572

نامه ابراهيم نبوی بمن و لالمونی گرفتن من از خجالت !
.

چند روز پيش داور خان نامه اي بمن نوشت كه همانرا امروز در روزآنلاين منتشر كرد . پيش از هر حرفي ابتدا متن آنرا اينجا ميگذارم

--> یک هفته قبل علیرضا رضایی دو ساله شد و یک طنزنویس خوب وارد فضای طنز ایرانی شد. هفته قبل به همین مناسبت که وبلاگ علیرضا دو ساله شده است و هم به مناسبت مطلبی که در دفاع از ابطحی در مورد اعلمی نوشته بود، برایش نامه ای نوشتم که دوست داشتم آن نامه را منتشر کنم.

علیرضا جان عزیز


من بدون هیچ وقفه ای هر چه می نویسی مي خوانم. بسيار خوشحالم که از مرحله سرگردانی در فرم مدتهاست بیرون آمدی و کوتاه و تمیز و در بسیاری موارد درخشان می نویسي. نوشته های تو مرا که بسیار سخت می خندم، گاهی شدیدا به قهقهه مي اندازد و سخت نیست که فکر کنم درک عمیقي پشت آنهاست. راستش را بخواهی هرگز فکر نمی کردم که این قدر عمیق و دقیق ببینی. افتخار مي کنم که با تو دوستم و اگر یک درصد در کارهای تو نقش داشته باشم برایم سرافرازی است. البته بیخودی گفتم، چون می دانم که نه یک درصد حداقل سي درصد تاثیر داشتم. بین 23 تا 30 درصد، دقیق ترش را بگویم.

هر کار خوبی که می نویسی، حس می کنم انگار خودم نوشتم و از اینکه تو از يک دستپاچگی عبور کردی و به مرحله ای رسیدی که این همه حرفه ای و تمیز می نویسي، خوشحالم. اهل تعریف الکی نیستم و در مورد طنز و کاریکاتور، بیخودی از کسی تعریف نمی کنم. یادت هست که یکی دوباری که قاط زده بودی غرغر کردم و حالا دقت و وسواس و کوتاه نویسی و نداشتن کلمات اضافی در نوشته هایت برایم جالب است. مطمئن باش اگر ببینم که زدی جدول يا افتادي توی خاکی غر مي زنم و جیغ می کشم و مستقیما به خودت می گویم.

به نظر من طنزنویس خوب کسی است که از هر ده تا کارش دو تا کارش درخشان باشد. در کار تو این میزان به سه تا چهار تا از ده تا رسیده.( این قسمت در مورد صابری بود که حذف شد) گاهی اوقات طبع طنز تو یکی از شیرین ترین هایی است که تا کنون خوانده ام. و گاهی اينقدر تمیز می نويسی که دنبال یک کلمه اضافی در آن مي گردم و کمتر پیدا می کنم. به هر حال تو امروز از مرز کسي که مي خواست طنزنویس خوبی بشود به یک طنزنويس برجسته که زبان شخصی دارد تبدیل شده اي و این را به تو تبریک می گويم. اگرچه گاهی شلختگی مي کنی، کاری که من هم زياد می کنم.

در مورد داستان ابطحی و اعلمي نوشته تو منطقی و شرافتممندانه بود، مثل بخش اعظم برخوردهایت. بزرگترین هنر ما طنزنویس ها این است که مواظب باشيم اين چاقوي تیزمان چهره بیگناهی را زخمی نکند. من با نوشته تو درباره اعلمی کاملا موافقم و اگر جای تو بودم همین را می نوشتم که نوشتی.

برادر و رفیق و همکار تو، ابراهیم نبوی

.................

و من ...

ميدانيد ؟ ياد آن شبي افتادم از اول آذر دو سال پيش كه لاي بيهودگي هاي خودم گره خورده بودم . اينقدر سرگردان و حيران در خودم بودم كه نظيرش در هيچوقت و هيچ جاي زندگي ام پيدا نميشد . تازه از بحراني عبور كرده بودم كه همه كس عبور از آنرا غير از مرگ جاي ديگري جستجو نميكرد . خود داور خان خوب ميداند آنرا . هيچ چيز هم نداشتم . تنها باقيمانده ام از دار و ندار يك كامپيوتر بي كارت گرافيك (اصغر لگن) بود كه شرح تصوير گرفتن از آن را ميترسم كه اگر بگويم ركورد خنده دارترين جوك جهان زده بشود !

به نوشتن خصوصاً براي خودم هميشه گرايش داشتم . و شايد چون تمام حرفهاي خودم را به طعنه براي خودم ميگفتم و مي نوشتم طنز زنده ترين قالب ذهنم بود . در رأس همين قالب هميشه ابراهيم نبوي توي ذهنم ميچرخيد . نه ميدانستم كه وبلاگ چي هست و نه اطلاعاتي از نوشتن در اين فضا . از اين نظر تقريباً هنوز هم فقيرم . آن شب برداشتم ابراهيم نبوي را توي اينترنت سرچ كردم . لاي تمام صفحاتي كه "به دستور مقامات قضائي دسترسي به اين سايت امكان پذير نمي باشد" يك صفحه پيدا كردم كه هنوز دستوري از مقامات قضائي نگرفته بود و نوشته هايش به روز بود . كلي جيغ كشيدم بخاطر اين كشف . دوتا از نوشته ها را كه خواندم چنان انگيزه اي در من پيدا شد حس كردم نبوي الآن بالاي سرم ايستاده ميگويد بنويس . به تقليد از همان صفحه براي خودم صفحه اي ساختم و نوشتم . اينرا هم ميترسم بگويم كه چون بلد نبودم "خواستم وبلاگ ساخته باشم رفتم كانتر وبلاگ ساختم بعد براي سايت وبگذر نامه نوشتم كه وبلاگ من كو ؟" و ركورد خنده دارترين جوك جهان باز هم زده بشود !

يكماه و نيم بعد يك شب آمدم صفحه ام را باز كنم ديدم "به دستور مقامات قضائي دسترسي به اين سايت امكان پذير نمي باشد" ! گفتم مقامات قضائي بيخودي دستور نمي دهند احتمالاً دارم راه داور را درست ميروم ! چهار ماه بعد به خود نبوي كه گفتم انگيزه شدن او را و بعد خودم را و صفحه ام را گفت "اگر طنزهاي من فقط همين يك كار را كرده باشد نتيجه كارم را گرفته ام" . نه داور خان . اين صفحه نتيجه يكي از هزاران كاري است كه تو كرده اي . و از اين ته دلم خوشحالم كه امروز از نتيجه كار خودت خوشحالي ...

مرسي داور خان ...

2009/12/01

#571

سر پيری و معركه گيری داور خان ؟! قدم نو رسيده مبارك !
.

آخر اين چه كاري بود كه كردي ؟ نكنه با كسي كل داشتي ؟ نكنه كسي گفته بود نميتوني ؟ ببينم فاطي حرفي زده ؟ بابا فاطي كه ديگر بنجل شده الآن جاست اعظم سادات . نگفتي مردم حرف درمي آورند ميگويند اين ده تا داشت اين آخري ديگه چي بود ؟ ما تا مي آئيم به يكي عادت كنيم يكي ديگر توليد ميكني ؟ مگر از سن اين آخري چقدر ميگذشت كه فكر يكي ديگه افتادي ؟ نكنه ناخواسته بود ؟ با اين دقتي كه تو بخرج دادي فكر نكنم اين خبرها باشد . بعضي وقتها كارهائي ميكني ها . چي بگم والا !

#570

رامين پور اندرجانی را من كشتم !
.

با عنايت به تائيد دادستاني محترم و مستقل قوه غذائيه مبني بر به قتل رسيدن رامين پور اندرجاني كه قرار بود اول با سكته قلبي خودكشي شده باشد ليكن بعداً توي كاسه سالاد نامبرده كه از رستوران آورده بودند قرص پيدا شد اينجانب عليرضا رضائي 90 كيلو از تهران بدينوسيله با تحرير اين نامه به قتل مشاراليه اعتراف نموده براي خودم تقاضاي اشد مجازات ميدارم . بنده البته مرض ندارم ليكن به دو دليل اين قتل را گردن ميگيرم : يكي براي منافع ملي چون ترسيدم قاتل رامين پيدا نشود فردا خواهران بسيجي با نشان دادن پلاكارد به دوربين فارس خواستار استرداد گارسن رستوراني كه سالاد آورده از خارج بشوند و انگليسي مردم دنيا بيخود و بي جهت قوي بشود دوم براي منافع شخصي خودم اينطوري كه ديدم اگر منرا با وبلاگ بگيرند هفتصد ميليون وثيقه ام ميشود وسعم نميرسد درحاليكه قتل كرده باشم قضيه با چهل پنجاه هزار تومن حل ميشود . مراحل ارتكاب اينجانب به قتل دكتر رامين بپيوست اين اقرارنامه اصولاً در زير مي آيد :

با توجه به اطلاعاتي كه دكتر رامين درباره نحوه سرايت مننژيت از راه بطري در كهريزكولا داشت در ابتدا قرار بود پاي ايشان بشكند و چون ايشان از مامانش خجالت ميكشيده سه ماه برود منزل يك فرد نيكوكار چون اخيراً ايرانيها بدتر از ژاپنيها شبيه همديگر هستند و بالاخره يك مشابهي براي او پيدا ميشود كه در 20:30 جريان را توضيح بدهد ليكن چون اين اتفاق قبلاً در ونزوئلا نيفتاده بود مطابق استعلام سردار روزبهاني كه اتفاقاً غير از كلانتري رئيس ثبت احوال هم هست معلوم شد كه در كره زمين جمعاً سه تا رامين پور اندرجاني داريم : يكي چهارده سال پيش در چهارده سالگي رفت زير قطار يكي پيارسال با يك پيراهن نخي توي آسانسور گير كرد هنوز همانجاست يكي ديگر هم همين الآن كه حرف ميزنيم رفته قطب شمال ماهيگيري همانجا ازدواج كرده اسكيمو شده مانده بچه اش يخمك ليس ميزند .

تا اينكه يكروز رستوران زنجيره اي مك دونالد وسط بـرّ بيابون نبش كهريزك فوراً شعبه زد تا براي پزشكان كهريزك غذا بياورد . البته قرار بود اول چلوكبابي نايب شعبه بزند ولي چون نايب ايراني است و هيچ اسكلي براي پناهندگي فرار نميكند بيايد ايران اين شد كه مك دونالد شعبه زد . دكتر رامين عموماً دوبل برگر ميخورد با چيبس و خردل و سالاد استوائي . البته نوشابه هم ميخورد كه چون در خود زندان كهريزك موجود بود از رستوران نمي آوردند هر وقت ميخواست ميرفت اتاق بازجوئي يكي ميگرفت . روز حادثه گارسن براي تحويل سالاد به او مراجعه كرد و طبق گزارش دادستاني ديد كه رامين بعد از دريافت سالاد در اتاق را از پشت قفل كرد درحاليكه قبلاً هيچوقت پشت درهاي بسته سالاد نميخورد . بعد من به رامين دوتا قرص دادم گفتم بخور كه چون ترسيديم توي گلويش گير بكند خفه بشود انداختيم توي سالاد هم زديم كه معلوم نشود و فقط بكشد خفه نكند .

ضمناً اگر راست ميگوئيد و رامين را من نكشته ام پس عكس اين مروه الشربيني توي خشتك احمدي نژاد چيكار ميكند ؟ بنده بعنوان يك استاد قاتل دانشگاه از شما سوال ميكنم : آيا در امريكا هيچ دكتري توي سالادش قرص نميريزد ؟ اينجا سيبيل گربه ميرود زير چرخ تريلي حقوق بشر ده تا بيانيه ميدهد اينهم نمودار چرخ تريلي در دولتهاي قبلي بازم بگم ؟ بگم ... بگم ؟!