دفتر طنزیم و نشت آثار علیرضا رضائی Alireza Rezaei

تو در بنگاه مردم می‌فریبی منم بالای منبر این به اون در

2012/10/01

#1210

راستانِ داستان : ممد ، مایکل ماند


دور موهایش را تا حد ممکن کوتاه می‌کرد و وسط موها را تا جائی که می‌توانست می‌داد بالا. پاهای لاغرش را در شلوارهائی که آنزمان برایش جرم هم تعریف شده بود بنام "لوله تفنگی" می‌چپاند و با کاپشن چرمی که عموماً فقط یک تی‌شرت اجق وجق زیرش بود بالا تنه را تزئین می‌کرد. موقع راه رفتن تعمداً دستهایش را به عقب و جلو پرتاب می‌کرد و با "break" جمعشان می‌کرد. ممد مایکل بخوبی نماد مسن‌ترها بود برای اثبات اینکه نسل جدید دارد به قهقرا می‌رود. البته نظر علی و رفقایش هم تقریباً همین بود..........
Share
‹
›
Home
View web version
Powered by Blogger.